تبليغاتX
مادر - موهایت را شانه نکن... بگذار جهان آرام باشد
وقتی مادرم تو را نفرین کرد. من با خدا بی حساب شدم !

اگر جهان  مادر   نداشت

     زندگی چیزی جز یک دروغ بزرگ نبود

 

و .. به صبح :

فصلش که فرا برسد

گلها می پژمرند

قوها می میرند

کلاغها می کوچند

 

فصلش که فرا برسد

من تو را دوست خواهم داشت

تو مراخواهی فهمید

ما بهم عشق خواهیم ورزید

با بچه هامان

به پار ک می رویم

مادرهامان را

همچنان   نگه می داریم

در اتاقی ساده

   در جوار کودکانمان

 

فصلش که فرا برسد

باغبانی می کنیم

برای قوها دانه می ریزیم

به کلاغها سنگ نمی زنیم

چرا که ما

در همه ی فصول

حتی وقتی

زمانش نرسیده باشد

بدون هم چای نمی خوریم

بدون هم

به سیبها گاز نمی زنیم

بدون هم نمی میریم !

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 15:6  توسط تنها  |